شعرهایی که پانیا جون تا حالا یاد گرفته
تاب تاب عباسی ادا منو ننازی اده منو بندازی تو بدل مامان بندازی یه توپ دارم گلگلیه سرخ وسفیدو آبیه میزنم زمین هوا میره نمیدونی تا اوجا میره من این توپو نداشتم مشتامو اوب نوشتم بابا بهم ایدی داد یه توپ گلگلی داد اتل متل تتوره گاو حسن تتوره نه شیر داره ...
نویسنده :
بابا و مامان
21:59
خوشکل خانوم تو مراسم عروسی عمو جوادش
پانیا جونو به عروسی عمو جوادش که آخرای شهریور برگزار شده بود بردیم . اولاش خیلی دوست داشت و کلی ذوق کرده بود .یواش یواش که مهمونا اومدن و تالار شلوغ شد دیگه همش بهونه میگرفت و بد خلقی میکرد. اصلا نمیذاش ازش عکس بگیریم . همین چند تا عکسم که ازش گرفتیم , اول مراسم که هنوز مهمونا نیومده بودن گرفتیم؛تازه با وجود اینکه رقص خوبی داره ولی اصلا تو عروسی نرقصید. فکر میکنم از جاهای خیلی شلوغ خوشش نمیاد . اینم چند تا عکساش تو عروسی: اینم چند تا از عکساش همراه با پسر عمش"عرفان " : ...
نویسنده :
بابا و مامان
23:54
پانیا جون در ارامگاه خیام در نیشابور
پانیا جونو یه روز جمعه تو شهریور که هنوز هوا سرد نشده بود به همراه دو تا از دوستانمون بردیم نیشابور .خیلی بهش خوش گذشت . البته اولش که رسیدیم ارامگاه خیام خیلی بهونه میگرفت ولی بعدش که واسش خوردنی (چیسپ )گرفتیم اروم تر شد. اینم چند تا از عکساش تو ارامگاه خیام : ...
نویسنده :
بابا و مامان
6:30
پانیا جون در شهر بازی سرزمین عجایب
پانیا را وقتی برای اولین بار بردیم شهر بازی ,خیلی از بازیهارو میترسید سوار شه , فقط تونستیم چند تا بازیشو که دوست داشت سوارش کنیم. با این وجود ولی شهر بازی رو خیلی دوست داشت, خیلی خوشحال بود که اومده بود شهر بازی. وقتی هم که میخواستیم از شهر بازی بیایم بیرون با گریه اوردیمش بیرون. اینم چند از عکساش تو شهر بازی سرزمین عجایب : ...
نویسنده :
بابا و مامان
6:14
عکسهای تولد 2 سالگی پانیا جون (خونه)
جشن تولد پانیا جون در مهد کودک
پانیای خوشکلم تولدت مبارک
فرارسيدن عيد فطر ؛ عيد عبوديت وبندگي بر شما مبارك باد
خداوندا تو را شاکریم که یک ماه میهمان سفره رحمت وبركتت بوديم و این اجازه را به ما دادی كه تا سحرها عاشقانه با تو سخن بگوییم و درد دلمان را با تو بگوییم و اکنون روز اول شوال را بر ما عید گرداندی. ...
نویسنده :
بابا و مامان
22:36











