شعرهایی که پانیا جون تا حالا یاد گرفته
تاب تاب عباسی ادا منو ننازی اده منو بندازی تو بدل
مامان بندازی

یه توپ دارم گلگلیه سرخ وسفیدو آبیه میزنم زمین هوا میره نمیدونی تا اوجا میره من این توپو نداشتم مشتامو اوب نوشتم بابا بهم ایدی داد یه توپ گلگلی داد


اتل متل تتوره گاو حسن تتوره نه شیر داره نه پشتون گاوش ببر اندستون یک زن اوردی بستون اسمشو بذار انگذی دور کلاش ارمزی 


شبها که مامخوابیم اگا پلیسه بداره ما خواب خوس مبینیم او دنبال سکاره ما پلیسو دوس داریم بهس احترام میذاریم


با عروسک نازو اوستلم رفته بودیم به گردس عروسک نازو اوستلم سرما خورد با عطسهاس سرمو برد بهس گفتم چیزی بپوس هرفمو گوس نکردس 


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شعرهایی که پانیا جون تا حالا یاد گرفته
